عکس و مطالب جالب و خواندنی

عکس و مطالب جالب و خواندنی (کرانچه)

براي مديريت بهتر مطالب بر روي عناوين مطالب وبلاگ كليك كنيد.

عناوين مطالب وبلاگ

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان 

دِ نـَـه دِ یه تیکه کلام طنز اصفهانی واسه جواب دادن به جمله های غیر عادی …

فرق پ نه پ با د نه د : وقتی از پـ نه پــ استفاده می کنی یعنی مطلب خیلی واضح بوده همینطور الکی یه سوال بیجا کرده مثل این ( زنگ زدم اورژانس 115میگه آمبولانس میخوای قربان ؟میگم پــ نه پــ یه پلیس ۱۱۰ میخوام بقیشم آدامس بده !)) ولی وقتی از د نــ د استفاده می کنیم ،یعنی طرف اشتباه فکر کرده حالا تو می خوای درستشو بهش بگی

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 طرف مداركشو داده واسه ترجمه كه اقدام كنه واسه خارج.!.!.! بعد اومده خونه ما ميگم چايى ميخورى يا شربت؟؟؟ ميگه قهوه اسپرسو اگه دارى بيار !!!!!!!!!!!!!!! تو دلم گفتم :دِ نـَـه دِ هفته پيش كه خاكشيرو با كاسه سر ميكشيدى يادت نيست؟؟

 +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

دارم میرم آنتالیا دوست دخترم میگه میشه عزیزم منم ببری ؟میگم د نـَـــــــــــه د مگه ادم با کباب میره تو چلو کبابی......

 ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مامانم میگه چرا اینقدر سرعت نت کمه ! میگم چون الان داریم از یولترا استفاده می کنیم!میگه : خوب ببندش ! میگم : د نه د ، اگه اینو ببندیم که باید بریم " سایت پیوندها " سوال شرعی بپرسیم !!

 +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

خونه همسایمونو دزد زده بود....

زنگ زدم 110 میگم:الو...پلیس 110؟

میگه: پَـــ نـــ پَـــ راهنمای 118..بفرمایید!!

منم حرصم گرفت گفتم: میخواستم زنگ بزنم اُسکُلتون کنم...

گفت: دِ نـَــ دِ ...شمارت افتاده...وقتی اومدیم دم در خونتون میبینی کی اُسکل شده!!!!

 ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم/ همه تن چشم شدم….. . . “دِ نـَـه دِ ” . اصلش اینه: بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم/ فکرنکن یاد تو بودم، کارنداشتم ول می گشتم!

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

چاه کنه داشت چاه ميکند بعد از چند روز صاحبش بهش گفت : حاجي تعطيلش کن اين زميني را که براي ما ميکني که آب نداره ؟ گفت : دِ نـَـه دِ براي شما آب نداره واسه من که نون داره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

حموم بودم، مامانم مي زنه به در مي گم بـــله ؟ مي گه حمومي ؟ مي گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اينجا لندنه، صداي منو از راديو بي بي سي مي شنوي.

ميگه : دِ نـَــــــه دِ در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپيوترت کار ميکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برميدارم که امشب رو لندن بموني تا فهم درست جواب دادن رو ياد بگيري، آها يه چيز ديگه احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش ميکنم

 ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

طرف ميره عروسي ميبينه همه موبايل به کمر بستن . اونم يه کاغذ لوله ميکنه ميبنده به کمرش . يکي بهش ميگه يه کاغذ گير کرده به لباست, طرف ميگه دِ نـَـه دِ اين فکسه

براي ديدن ادامه متن بر روي ادامه مطلب كليك كنيد


برچسب‌ها: د ن د و پ ن پ
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

29بهمن روز عشق و شادباد مبارک باد(سپندار مذگان)


 سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد

 وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

سپندار مذگان روز دلباختگان ایرانی بر تو ای ایرانی عاشق مبارک باد

براي ديدن ادامه متن بر روي ادامه مطلب كليك كنيد


برچسب‌ها: 29بهمن روز عشق و شادباد مبارک باد, سپندار مذگان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ "تبلـــورت" مهم است ...!

اهل کجا بودنت مهم نیست ،"اهــل و بـجـا" بودنت مهم است ...!

منطقه زندگیت مهم نیست ، "منطــق زنـدگـیت" مهم است ...!

وگذشته ی زندگیت مهم نیست ؛

امــروزت مهم است که از چه گــذشتـه ای وچه چیزی برای فــرداهایت میسازی..

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

گزارش تصویری از جشن سده در استان یزد

براي ديدن ادامه عکس ها بر روي ادامه مطلب كليك كنيد


برچسب‌ها: گزارش تصویری از جشن سده در استان یزد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

نکات  قابل تامل درباره فقر

* فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

* فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

* فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

* فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما از تاریخ کشورت هیچی ندونی؛

* فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

* فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی خوششششگلهههه؛

* فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

* فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و گرسنگی و درموندگی همسایه بغلیت رو ندونی

* فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

* فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛

* فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛

* فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

* فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛

* فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛

* فقر اینه که به زنت بگی کار نکن، ما که احتیاج مالی نداریم؛

* فقر اینه که همه جا شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

* فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی  های تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛

* فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛


برچسب‌ها: نکات قابل تامل درباره فقر
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

بنام خداوند جان و خرد

 

وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَة

                خود را با دست خود به هلاکت میفکنید        بقره ۱۹۵

 



برچسب‌ها: تاریخچه مواد مخدر در ایران
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

این نیز بگذرد

از شیخ بهایی پرسیدند :

خیلی سخت می گذرد ، چـه باید کرد ؟
شیخ می فرماید : خودت که میگویی،سخت میگذرد سخت که نمیماند!
پس خـــدا را شکــر کـه میگذرد و نمیماند ..

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

جشنواره کتابخوانی مجازی

دوستانی که مثل من به کتاب خیلی علاقه مندن :

کتاب همواره یاری کرده ما را

بیفزوده به ما از خود بها را

بیا تا احترامش را بداریم

بگردانیم او را مجلس آرا

چشنواره بزرگ کتاب خوانی مجازی : http://www.attarlibrary.ir/چ

ویکتور هوگو:

خوشبخت کسی است که به یکی از این دو چیز دسترسی داشته باشد؛ کتاب های خوب و یا دوستانی که اهل کتاب باشن
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

پدر ادبیات کودک و نوجوان مقبره ندارد/ آذریزدی هنوز غریب است
خبرگزاری مهر: 18 تیرماه سال 88 بود که مهدی آذریزدی در میان انبوه دوستدارانش به خاک سپرده شد و همانجا بود که ساخت بنای یادبود وعده مسئولان و متولیان امر شد اما این وعده نیز مانند وعده هایی که در زمان حیات این نویسنده فقید به خود او داده شد هرگز جامه عمل نپوشید.

به گزارش خبرنگار مهر، مقبره استاد مهدی آذریزدی امروز پس از دو سال از زمان درگذشت وی، تنها یک سکو یک تیر چراغ بلند است.

براي ديدن ادامه متن بر روي ادامه مطلب كليك كنيد


برچسب‌ها: پدر ادبیات کودک و نوجوان مقبره ندارد, آذریزدی هنوز غریب است
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

دوست به قلم سروش صحت:

 

 

دوست ، تقدیر گریزناپذیر ما نیست. برادر خواهر پسر خاله و دختر عمو نیست که آش کشک خاله باشد.

دوستی انتخاب است. انتخابی دو طرفه که حد و مرز و نوع آن به وسیله همان دو نفری که این انتخاب را کرده اند تعریف می شود.

با دوستانمان میتوانیم از همه چیز حرف بزنیم و مهم تر آنکه می توانیم از هیچ چیز حرف نزنیم وسکوت کنیم.

با دوستانمان میتوانیم درد دل کنیم و مهم تر آنکه می شود درد دل هم نکرد و بدانیم که می داند.

از دوستانمان می توانیم پول قرض بگیریم و اگر مدتی بعد او پول خواست و نداشتیم با خیال راحت بگوییم نداریم. و اگر مدتی بعد تر دوباره پول احتیاج داشتیم و او داشت دوباره قرض بگیریم.

با دوستانمان میتوانیم بگوییم: امشب بیا خونه ما دلم گرفته و اگر شبی دیگر زنگ زد و خواست به خانه مان بیاید و حوصله نداشتیم بگوییم : امشب نیا حوصله ندارم.

با دوستانمان می توانیم بخندیم می توانیم گریه کنیم می توانیم رستوران برویم و غذا بخوریم می توانیم بی غذا بمانیم و گرسنگی بکشیم می توانیم شادی کنیم می توانیم غمگین شویم میتوانیم دعوا کنیم. می توانیم در عروسی خواهر و برادرش لباس های خوبمان را بپوشیم و فکر کنیم عروسی خواهر و برادر خودمان است. و اگر عزیزی از عزیزان دوستانمان مرد لباس سیاه بپوشیم و خودمان را صاحب عزا بدانیم. با دوستانمان میتوانیم قدم بزنیم می توانیم نصف شب زنگ بزنیم و بگوییم : پاشو بیا اینجا و اگر دوستمان پرسید چی شده؟ بگوییم :حرف نزن فقط بیا. و وقتی دوستمان بی هیچ حرفی آمد خیالمان راحت باشد که در این دنیا تنها نیستیم با دوستانمان می توانیم حرف نزنیم کاری نکنیم جایی نرویم و فقط از اینکه هستند خوشحال و خوشبخت باشیم.


برچسب‌ها: دوست به قلم سروش صحت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

نظر دکتر شریعتی در مورد فقر را بدانید

اسلام بر خلاف مذاهب دیگری که توجیه کننده ی فقر را مناسبات زندگی اجتماعی میدانند، بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر میگوید: “وقتی فقر وارد خانه ای میشود، دین از درب دیگر خارج میشود” و یا پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: “من لا معاش له لا معاد له” کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.


میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میکشد …

فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست …فقر ،حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میکند…

 فقر ، چیزی را “نداشتن” است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست …

فقر ، ذهن ها را مبتلا میکند …

فقر ، اعجوبه ایست که بشکه های نفت در عربستان را تا ته سر میکشد …

فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند …

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد میکند …

فقر ، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود …

فقر ، همه جا سر میکشد …


فقر ، شب را “بی غذا”  سر کردن نیست …

فقر ، روز را “بی اندیشه” سر کردن است …


برچسب‌ها: نظر دکتر شریعتی در مورد فقر را بدانید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

هيچ وقت ظاهر زندگي ديگران را با باطن زندگي خودتان مقايسه نكنيد...!!!


برچسب‌ها: مقایسه نکردن
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

ذهن ما باغچه است

گل در آن بايد كاشت

و نكاري گل من

علف هرز در آن مي رويد

زحمت كاشتن يك گل سرخ

كمتر از زحمت برداشتن هرزگي آن علف است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

نقطه ضعف = نقطه قوت

کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود ، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد. پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه ها ببیند. در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد. بعد از 6 ماه خبررسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود.استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روز آن تک فن کار کرد.سر انجام مسابقات انجام شدو کودک توانست در میان اعجاب همگان با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد! سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاه ها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات کشوری، آن کودک یک دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری کشورانتخاب گردد.

وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد رازپیروزی اش را پرسید. استاد گفت: "دلیل پیروزی تو این بود که اولاً به همان یک فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یک فن بود، و سوم اینکه راه شناخته شده مقابله با این فن ، گرفتن دست چپ حریف بود که تو چنین دستی نداشتی!

 یاد بگیر که در زندگی ، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده کنی.

راز موفقیت در زندگی ، داشتن امکانات نیست ، بلکه استفاده از "بی امکانی" به عنوان نقطه قوت است."


برچسب‌ها: نقطه ضعف, نقطه قوت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

اي كه از عشق علي دم ميزني          بر يتيمان علي سر ميزني



یادمان باشدهر پس مانده اي که‌ زمین می اندازیم ، قامت یک نفر را خم میکند...


برچسب‌ها: تذکرمهم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

ليوان پر از غم!!!

یک استاد دانشگاه کلاسش را با بالا بردن لیوانی که درونش مقداری آب بود شروع کرد. او لیوان را به اندازی که همه آنرا ببینند بالا گرفت و از دانشجویان پرسید: "فکر میکنید وزن این لیوان چقدر است؟"

دانشجویان پاسخ دادند...

"50 گرم!"...

"100 گرم!"....."150 گرم!"

استاد گفت:

"تا زمانی که آنرا وزن نکنم واقعاً نمی دانم.

اما سوال من این است که اگر برای چند دقیقه لیوان را به همین صورت نگه دارم چه اتفاقی می افتد؟"

دانشجویان پاسخ دادند: "هیچی!"

استاد پرسید: "خوب اگر همین حالت به مدت یک ساعت نگه دارم چطور؟"

یکی از داشجویان گفت: "دستتان درد می گیرد."

"درست، حالا اگر به مدت یک روز لیوان را بالا نگه دارم چه؟"

یکی از دانشجویان پاسخ داد:

"دستتان کرخت و بی حس می شود و ممکن است دچار فشار شدید عضلانی و رعشه شوید و مطمئن کارتان به بیمارستان می رسد!"

... و همه شروع به خندیدن کردند.

استاد گفت:

"خیلی خوب، اما آیا در تمام این مدت وزن لیوان تغییر می کند؟"

همگی جواب دادند: "خیر"

استاد دانشجویان را به فکر فرو بُرد: "پس چه چیزی باعث فشار عضلانی و درد دست شد؟ اکنون برای رهایی از درد چه کاری باید انجام دهم؟"

یکی از دانشجویان پاسخ داد: "لیوان را زمین بگذارید!"

استاد گفت: "دقیقاً!"

مشکلات زندگی چیزی شبیه این هستند. برای چند دقیقه در ذهنتان نگهشان دارید، بنظر مشکلی پیش نمی آید.

برای مدتی طولانی نگهشان دارید، دردش شروع می شود.

باز هم مدت زمان نگهداری را بیشتر کنید، باعث رخوت، رعشه و ناتوانی شما میگردند.

قادر به انجام هیچ کاری نخواهید بود.

فکر کردن به چالشها و مشکلات زندگی مهم است، اما حتی مهم تر این است که در انتهای هر روز قبل از خواب آن مشکلات را زمین بگذارید.

به این ترتیب استرستان رفع می شود و وقتی از خواب بیدار می شوید سرحال، با نشاط و قوی هستید و میتوانید هر مشکل و چالشی که در طول روز با آن برخورد میکنید را برطرف کنید.


برچسب‌ها: ليوان پر از غم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

اگر می خواهی خوشبخت زندگی کنی

هیچوقت خودت را با کسی مقایسه نکن

و ................

هرگز کسی را با خودت مقایسه نکن

خوب یا بد ٫ زشت یا زیبا

تو خودت هستی ٫ خودِ خودت

خیلی وقت ها برای مردم زندگی می کنیم، از امروز تمرین کنیم تا برای خودمان باشیم


برچسب‌ها: اگر می خواهی خوشبخت زندگی کنی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

سوره عشق ...

خدايا ... نام سوره اي به نام عشق در قرآن خالي ست كه اين گونه آغاز شود، قسم به روزي كه دلت را مي شكنند وجز خدايت مرهمي نخواهي يافت... (دكترشريعتي)


برچسب‌ها: سوره عشق
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

برای آنهایی که می فهمند!!!

من پاییز را جارو میکنم .

زمستان را پارو میکنم .

و تابستان را می شویم.

تا همیشه بهار باشد ...



سه جمله برای کسب موفقیت:

الف) بیشتر از دیگران بدانید.

ب) بیشتر از دیگران کار کنید.

ج) کمتر انتظار داشته باشید.



در زندگی خود هیچوقت چهار چیز را نشکنید.

اعتماد، قول، ارتباط و قلب. شکسته شدن آنها صدائی ندازد ولی دردناک است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

از پائلو کوئیلو

در فولكلور آلمان ، قصه اي هست كه این چنین بیان می شود :

مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده . شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد ، براي همين ، تمام روز اور ا زير نظر گرفت.

متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد ، مثل يك دزد راه مي رود ، مثل دزدي كه مي خواهد چيزي را پنهان كند ، پچ پچ مي كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضي برود و شكايت كند.

اما همين كه وارد خانه شد ، تبرش را پيدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه مي رود ، حرف مي زند ، و رفتار مي كند .

پائلو کوئیلو

همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که

ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم


برچسب‌ها: از پائلو کوئیلو
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

زندگی چه می گوید؟

امروز كه از خواب بيدار شدم

از خودم پرسيدم: زندگي چه مي گويد؟

جواب را در اتاقم پيدا كردم...

پنكه گفت: خونسرد باش!

سقف گفت: اهداف بلند داشته باش!

پنجره گفت: دنيا را بنگر!

ساعت گفت: هر ثانيه باارزش است!

آيينه گفت: قبل از هر كاري، به بازتاب آن بينديش!

تقويم گفت: به روز باش!

در گفت: در راه هدف هايت، سختي ها را هُل بده و كنار بزن!

زمين گفت: با فروتني نيايش كن!


برچسب‌ها: زندگی چه می گوید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

خوشبختی ما در سه جمله است : تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا


ولی حیف که ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم :حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

پادشاهی، حکیمان را فرا خواند و گفت: مرا چیزی بیاموزید که اگر بسیار غمگین باشم، در آن نگاه کنم و غم دل از بین برود و اگر بسیار شاد باشم، در آن نگاه کنم و فریفته روزگار نگردم. حکیمان مدتی مشورت کردند و سرانجام، نگینی بر انگشتری او ساختند که روی آن نوشته شده بود: این نیز بگذرد


برچسب‌ها: پادشاهی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

امان از شر زبان مردم ” از شیخ بهایی ”

امان از شر زبان مردم ” از شیخ بهایی ”

آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا :

اگر بسیار کار کند، می‌گویند احمق است !

اگر کم کار کند، می‌گویند تنبل است!

اگر بخشش کند، می‌گویند افراط می‌کند!

اگر جمعگرا باشد، می‌گویند بخیل است!

اگر ساکت و خاموش باشد می‌گویند لال است!!!

اگر زبان‌آوری کند، می‌گویند ورّاج و پرگوست ..!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گویند ریاکاراست!!!

و اگر نکند میگویند کافراست و بی‌دین …..!!!

لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد

و جز ازخداوند نباید ازکسی ترسید.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید ؛

مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.


برچسب‌ها: امان از شر زبان مردم ” از شیخ بهایی ”
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

پیدا کردن شماره تلفن خود با ماشین حساب!

ابتدا یك ماشین حساب آماده كنید تا با هم پیش رویم.ماشین حساب موبایل هم می شود.

۱.هفت رقم شماره ی تلفن خود را در نظربگیرید.

۲.حالا سه رقم اول آن را وارد ماشین حساب كنید.یعنی اگر تلفن شما ۱۲۳۴۵۶۷ باشد ۱۲۳ را در ماشین حساب وارد كنید.

۳.حالا این سه رقم را در ۸۰ ضرب كنید و حاصل را با ۱ جمع كنید.

۴.عدد به دست آمده را در ۲۵۰ ضرب كنید.

۵.حالا چهار رقم پایانی تلفن خود رابا عدد به دست آمده جمع كنید. یك بار دیگر چهار رقم پایانی شماره ی خود را با آن جمع كنید.

۶.عدد ۲۵۰ را از حاصل به دست آمده كم كنید.

۷.حالا حاصل را تقسیم بر ۲ كنید.

حالا این شماره برای شما آشنا نیست؟


برچسب‌ها: پیدا کردن شماره تلفن خود با ماشین حساب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد.

روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد …

نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

ما که هستیم؟

یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد

او پرسید چه کسی این بیست دلار را می خواهد؟

دست ها بالا رفت.او گفت:من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم

اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم.

او اسکناسها را مچاله کرد و پرسید چه کسی هنوز این ها را می خواهد؟

باز هم دست ها بالا بودند.او جواب داد خوب. اگر این کار را کنم چه؟

او پول ها را روی زمین انداخت و با کفشهایش آنها را لگد کرد

بعد آنها را برداشت و گفت:

مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می خواهد؟

بازهم دستها بالا بودند

سپس گفت:

هیچ اهمیتی ندارد که من با پولها چه کردم شما هنوز هم آن ها را می خواستید

چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می ارزید.

اوقات زیادی ما در زندگی رها می شویم، مچاله می شویم

و با تصمیم هایی که می گیریم و حوادثی که به سراغ ما می آیند آلوده می شویم .

و ما فکر می کنیم که بی ارزش شده ایم

اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد.

شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید.

کثیف یا تمیز،مچاله یا چین دار

شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید.

ارزش ما در کاری که انجام می دهیم یا کسی که می شناسیم نمی آید

ارزش ما در این جمله است که:

ما که هستیم؟

هیچ وقت فراموش نکنید که شما استثنایی هستید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

سه داستان استیو جابز در سخنرانی دانشگاه استنفورد

استيو جابز در سال 2005 در مراسم فارغ التحصيلي دانشجويان دانشگاه استنفورد شرکت کرد و يک سخنراني مشهور در آنجا انجام داد. شايد بسياري از شما قبلا اين سخنراني را ديده باشيد اما در چنين روزي خواندن مجدد آن نکات زيادي را به ما يادآوري مي کند و کساني هم که تا به حال آن را نديده اند مي توانند از سخنان استيو جابز لذت ببرند.

من امروز خيلي خوشحالم كه در مراسم فارغ‌التحصيلي شما كه در يكي از بهترين دانشگاه‌هاي دنيا درس مي‌خوانيد هستم. من هيچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصيل نشده‌ام. امروز مي‌خواهم داستان زندگي ام را برايتان بگويم. خيلي طولاني نيست و سه تا داستان است.

براي ديدن ادامه متن بر روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  | 

پ نه پ

*به داداشم ميگم:خيلي دوست دارم.ميگه:چيه باز پول ميخواي؟

ميگم :پ نه پ يهو عاشق ريش و سبيلت شدم.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*دارم چايي ميخورم داغ داغ سوختم.بابام ميگه:سوختي؟
ميگم:پ نه پ رفتم مرحله بعد.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*زنگ زدم 118 ميگم:نيما حق دوست.ميگه:شمارشو ميخواي؟
ميگم:پ نه پ خودمو معرفي ميكنم اسم شما چيه؟
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*به همكارم ميگم همين الان يه فيلم دانلود كردم.ميگه:از تو اينترنت؟
ميگم:پ نه پ از تو كانال كولر،اتفاقا پهناي باندشم زياده،قطعي هم نداره.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*عاقد سر سفره عقد؛عروس خانم وكيلم؟پ نه پ دكتري!دعوتت كرديم سطح مجلس بره بالا!
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*به معلممون ميگم:آقا اجازه هست بريم دستشويي؟!!!ميگه:واجبه؟پ نه پ مستحبه!!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*رفتم ثبت احوال واسه شناسنامه بچه،ميگم اسم شايان.ميگه:جنسيت پسره؟
ميگم:پ نه پ چون به مامانش رفته بزنين دختر.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*ميخوام برم خونه چشمام قرمزه...به رفيقم ميگم چشمام قرمزه؟ميگه:آره،ميخواي همينجوري بري؟
ميگم:پ نه پ وايميستم سبز شه بعد حركت ميكنم.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*اومدم خونه زنم ميگه:اومدي خونه؟بهش ميگم:پ نه پ علم پيشرفت كرده
من الان سركارم،اين كپي ژنتيكيمه،فرستادم كارام رو انجام بده.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*بهش ميگم:ديگه ميخوام ازت جدا شم.ميگه:اين حرف آخرته؟ميگم:پ نه پ
اين خلاصه اي بود از اخبار ايران و جهان،لطفا به ادامه خبر توجه فرماييد.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*به استادم ميگم لطفا كمكم كنيد دارم مشروط ميشم.ميگه:نمره ميخواي؟
گفتم:پ نه پ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاكي كه بايد بريزم به سرم رو ميخوام.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
رفتم كارخونه بابام به منشيش ميگم:بابام هست؟ميگه:آره ميخواي بري تو؟
گفتم:پ نه پ فقط ميخواستم آمارشو بگيرم يه وقت شيطوني نكنه.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*مادر دانش آموز اومده مدرسه...معلم بهش ميگه با بچتون رياضي تمرين كنين...ميگه تو خونه؟
پ نه پ تو زمين خاكي...اكثر قهرمانا از زمين خاكي شروع كردن.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*به داداشم ميگم مگس نشسته رو مانيتور،ميگه:بكشمش؟
ميگم:پ نه پ بهش بگو بياد عقب وگرنه چشماش ضعيف ميشه.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*رفتم مغازه ميگم آقا اين پنير سوراخ سوراخه پنير ليقوانه؟
ميگه:پ نه پ خط دفاع پرسپوليسه.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*مستند حيات وحش ميديدم،دوستم ميگه اون شير سفيده ميگن نادره درسته؟
ميگم:پ نه پ اون اكبر داداششه،نادر رفته نون بگيره.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*داشتم چايي ميخوردم،قند پريد تو گلوم.دارم خفه ميشم دست و پا ميزنم.بابام ميگه:داري خفه ميشي؟ميگم:پ نه پ داشتم ورزش هوازي ميكردم بلكه چربي شكمم آب بشه.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*زن به شوهرش گفت:تو هيچ وقت منو دوست داشتي؟مرد يه نگاهي به 5تا بچشون كرد و گفت:
پ نه پ اين كره خرا رو از تو گوگل دانلود كردم.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*من و دوستم داشتيم رازه بقا ميديديم.يهو مار كبرا رو نشون دادن.دوستم ميگه كبراست؟
گفتم:پ نه پ صغراست،كبرا يه خورده لاغرتره.
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
*داشتم اتل متل توتوله گاو حسن چه جوره نه شير داره نه پستون...بازي ميكردم با بچه هاي خواهرم...خالم كه يه خورده مذهبي و خشكه اومده ميگه اين شعر رو نخون زشته،رفت و دوباره اومد گفت داري دوباره اتل متل ميخوني؟
گفتم:پ نه پ ورژن اصلاح شدش رو ميخونم،اتل متل صلوات...گاو حسن زده قات...هم دست داره هم آستين...شيرشو بردن فلسطين...بگير زن مسلمان...از حزب ا... لبنان...اسمشو بزار حليمه...
چون چادرش ضخيمه.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط احسان  |